الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
509
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
( 563 . ) اين سخن را مرحوم كلينى در اصول كافى كلينى - اصول كافى - ج 1 ص 195 ج 1 ص 195 و صدوق در التوحيد صدوق - التوحيد - ص 273 ص 273 و عيون اخبار الرضا - عيون اخبار الرضا - جلد 1 ص 138 جلد 1 ص 138 و حرانى در تحف العقول حرانى - تحف العقول - ص 468 ص 468 و عده ديگرى نقل كردهاند . البته آنچه از صدوق در كتاب توحيد استفاده مىشود سؤال كننده عراقى بوده نه شامى . ( 564 . ) « قضا و قدر » در اين سخن امام ( ع ) از قضا و قدر صحبت شده است ، گر چه توضيح اين مسئله در سخن امام ( ع ) آمده ولى بايد در اينجا بيشتر شرح داد تا براى همگان روشنتر شود . مىدانيم از جمله ايراداتى كه امروز بر مذهب مىكنند اين است كه مىگويند مذهب به انسان مىگويد : هر انسانى با سرنوشت و مقدرات معينى به دنيا آمده كه از آن تخلف بردار نيست ، بنا بر اين هر سعى و تلاشى در تغيير آن بىثمر خواهد بود . و اين همان چيزى است كه استعمار گران مىخواهند ، تا كسى متعرض آنان نشود . البته اگر قضا و قدر را اين چنين تفسير كنيم جنبه تخديرى آن قابل انكار نخواهد بود . اما بررسى منابع اسلامى نشان مىدهد كه تفسير قضا و قدر به اين معنا كاملا نادرست است بلكه آنچه از اين منابع استفاده مىشود اين است كه قضا و قدر دو معنى دارد : 1 - قضا و قدر تكوينى : كه منظور از آن اين است كه هر چيز و هر حادثه و پديدهاى در عالم علت و اندازهاى دارد نه چيزى بدون علت بوجود مىآيد و نه بدون اندازهگيرى معين . بطور مثال اگر سنگى پرتاب كنيم و شيشهاى بشكند اين يك حادثه است كه